در سمساري هاي مجازي چه مي گذرد?

پاي كلاهبرداران به سايت هاي خريد و فروش اينترنتي هم باز شده است

در سمساري هاي مجازي چه مي گذرد?

نويسنده: مريم طالشي

با لوازم اضافه و بي مصرف تان چه کار مي کنيد؟! همان هايي که گوشه خانه خاک مي خورند و احتمالاً هرسال دم عيد، پيش چشم تان مثل آينه دق مي شوند و يک سوال تکراري که «با اين خرت و پرت ها چي کار کنم؟!» روش قديمي اش اين بود که لوازم بلااستفاده را به دست سمسار محل مي سپردند تا اگر لازم بود دستي بر سر و رويش بکشد و آن را با سودي اندک به دست خواهانش بدهد. بعضي ها هم خيال خودشان را يکباره راحت مي کردند و خرده ريزهاي اضافه را يکراست به کنار خيابان مي فرستادند و ديگر مهم نبود که به دست چه کسي مي رسد و چه استفاده اي از آن مي شود، همين که از خانه بيرون برود و جاي خالي اش به مصرف بهتري برسد، کافي بود.
آن وقت ها البته اينقدر تنوع اسباب و لوازم زندگي بالانبود و اشتهاي خريدار هم بالطبع کمتر بود. کم پيش مي آمد که تا وسيله اي هنوز قابل استفاده است، دل صاحبش را همينطور الکي بزند و او را به فکرخريد مشابه نونوارش بيندازد. حالااما سبک زندگي فرق کرده. چشم مان مي بيند و دل مان مي خواهد و گاهي عمر خواستنش به ماه هم نمي رسد. نتيجه اش مي شود انبوهي از وسايل بي مصرف که طيف گسترده اي از لوازم خانه، پوشاک و کيف و کفش را شامل مي شود. لوازم الکترونيکي مثل گوشي تلفن همراه، تبلت و لپ تاپ را هم به آن اضافه کنيد. همين نياز که ناشي از نياز نداشتن به لوازم بي مصرف است، سبب ايجاد کسب و کاري جديد شده است؛ خريد و فروش اينترنتي لوازم دست دوم، که اتفاقاً طيف گسترده اي هم دارد؛ از رخت و لباس گرفته تا ماشين و خانه! تعجب نکنيد، در اين سمساري مجازي همه چيز پيدا مي شود.
شما مي توانيد از وسيله مورد نظر عکس بگيريد و آن را در سايت آپلود کنيد. مشخصات، قيمت پيشنهادي و شماره تماس تان را هم که ضميمه اش کنيد، ديگر چيزي کم ندارد. آنوقت مي توانيد بنشينيد و منتظر مشتري باشيد. فکر بدي هم نيست. اينطوري بخشي از پولي که بابت خريدش پرداخت کرده ايد، به جيب تان برمي گردد و از شر وسيله اضافه هم راحت مي شويد.
تعداد سايت هاي اينچنيني کم هم نيست. تنوع محصولات ارائه شده در آنها هم همانطور که گفتيم بالاست. شما مي توانيد اسباب بازي پلاستيکي کودک تان را مثلاً ۳ هزار تومان قيمت بگذاريد و در سايت به فروش برسانيد! يا يک تي شرت معمولي را که خودتان ۱۰ هزار تومان بابتش پول داده ايد و چندباري تن تان کرده ايد، ۵ هزار تومان بفروشيد! باور کنيد يا نه، خيلي از آگهي ها، مربوط به فروش چنين اقلامي است؛ حالااينکه چه کسي حوصله اش مي آيد براي چنين متاعي، زحمت ماندن در ترافيک و رسيدن به در خانه فروشنده را به خودش بدهد، بحث ديگري است.
در نگاه اول شايد اين شيوه کمي غيرمعمول به نظر برسد اما اين روزها خيلي ها را مي توانيد دور و برتان پيدا کنيد که با اين روش، به خريد يا فروش وسيله اي اقدام کرده اند. يکي شان شيماست. دانشجو و اهل اينترنت. «يک جفت کفش کتاني مارکدار داشتم که برايم سوغاتي آورده بودند. اتفاقاً خيلي هم گران بود اما متاسفانه برايم کوچک بود. توي سايت… آگهي دادم، بلافاصله مشتري پيدا شد. يک دختري همسن و سال خودم. آمد دم در خانه و کفش را پوشيد و اندازه پايش بود و خيلي هم خوشش آمد و بي چک و چانه، پولش را داد و رفت. هم من توانستم کفش بلامصرفم را بفروشم و هم کتاني هاي دوست داشتني به دست کسي رسيد که مي توانست از آنها استفاده کند. به همين راحتي!» البته هميشه هم به همين راحتي نيست. نمونه اش اميد ۲۵ ساله است که براي خريد يک گوشي تلفن همراه از طريق همين سايت ها، نزديک بود به دردسر بدي بيفتد. داستان اميد ر ا بشنويد:« دنبال خريد گوشي بودم. دلم نمي آمد پول بدهم به گوشي نو. گفتم حالادست دومش را مي گيرم تا بعد. دوستم يک سايت را معرفي کرد که گفت مي شود موارد خوبي در آن پيدا کرد. اتفاقاً همان روز که به سايت سر زدم يک گوشي با مشخصاتي که مورد نظرم بود، پيدا کردم که آدرسش هم نزديک بود. قرار گذاشتم بروم گوشي را از نزديک ببينم. گوشي مال خانم جواني بود. دم در خانه منتظر ماندم. گوشي را آورد و آن را چک کردم. ظاهراً مشکلي نداشت. پول را همانجا سر خيابان کارت به کارت کردم و گوشي را تحويل گرفتم. دو روز بعد آقايي با تلفنم تماس گرفت و ادعا کرد که همسر آن خانم است و شروع به تهديد من کرد! شوکه شدم چون تهمت هايي را مي زد که اصلاً بي ربط بود. فکر مي کرد من با همسرش ارتباط داشته ام و زن جوان گوشي را به من بخشيده است. اصلاً نمي گذاشت من حرف بزنم. تلفن را قطع کردم ولي «اس ام اس» هاي رکيک و تهديد آميز شروع شد. کلافه شده بودم و از طرفي هم مي ترسيدم که بي جهت دچار مشکل شوم. آخر سر هم مجبور شدم سيمکارتم را عوض کنم چون تنها اشتباهم اين بود که با سيم کارت اصلي ام با تلفن آن خانم تماس گرفته بودم. از آن به بعد هم پشت دستم را داغ کردم که هرگز به اين شيوه با کسي معامله نکنم.»

حواس تان باشد گول نخوريد!
خريد و فروش از طريق سايت هاي اينترنتي فروش لوازم دست دوم، بگير و نگير دارد. شما نمي دانيد قرار است با چه کسي معامله کنيد. تنها يک عکس از کالاي مورد نظر ديده ايد و اطلاعاتي هم درباره اش داريد. اما اينکه وقت مراجعه براي خريد چه چيزي در انتظارتان است، بعداً معلوم مي شود. حتي اگر به عنوان فروشنده کالادر اين سايت ها فعال باشد، باز هم ممکن است گرفتار مشکلاتي شويد. از جمله اين موارد، اتفاقي است که سردار سعيد منتظرالمهدي، سخنگوي ناجا به تشريح آن مي پردازد:«چندين نفر از شهروندان تهراني با مراجعه به پليس آگاهي تهران اعلام کردند که پس از درج آگهي فروش کالاهايشان در سايت هاي مجازي، فردي با آنها تماس گرفته و با معرفي خود به عنوان کارمند يکي از بانک هاي معتبر براي خريد کالامذاکره کرده است. اين فرد پس از توافق با فروشنده به بهانه اينکه نمي تواند حضوري سر معامله برود، از صاحب کالادرخواست مي کند آن را با پيک يا آژانس ارسال کند و شماره راننده را نيز براي اطمينان فروشنده و همچنين هماهنگي هاي لازم مي گيرد. اما در ميانه هاي راه پس از چند بار تغيير آدرس به بهانه هاي مختلف، پيک را به منطقه موردنظر خود کشانده و از او مي خواهد که در همان محل بماند. چند لحظه بعد تلفن راننده دوباره به صدا درآمده و متهم که از شماره ديگري با او تماس گرفته بوده، با تغيير صدا، خود را فروشنده معرفي کرده و اطمينان مي دهد که پول را گرفته است و مي تواند کالارا تحويل دهد. بعد از اين تماس، خريدار سر قرار رسيده و کالارا تحويل مي گيرد. براساس اظهارات شاکيان، اين کلاهبردار بسيار با برنامه عمل کرده و در هر مورد کلاهبرداري با يک سيم کارت تماس گرفته و آن را غير فعال کرده و تنها رد خود را نيز از بين مي برد.» البته با وجود اينکه کلاهبردار ظاهراً فکر همه جا را کرده بوده، اما به هرحال به دام پليس مي افتد و اعتراف مي کند که با گشت زني در سايت هاي مجازي با پيدا کردن آگهي هاي لپ تاپ هاي نو و موبايل هاي گرانقيمت، لوازم خانگي و حتي خودروي سواري با فروشنده تماس گرفته و نقشه کلاهبرداريش را اجرايي مي کرده است.
اين فرد از طريق يکي از سايت هاي معروف به کلاهبرداري اقدام مي کرده؛ سايتي که با دامنه.ir باز مي شود و اين، خودش حاشيه امن و اطمينان خاطري را براي کاربران ايجاد مي کند. آيا مديران و گردانندگان اين سايت ها در قبال آگهي هاي درج شده، مسئوليتي ندارند؟!
يک حقوقدان در پاسخ به اين سوال در گفت و گو با «ايران» مي گويد: «از لحاظ حقوقي، وسيله مهم نيست و قانون است که اهميت دارد مگر اينکه در قانون بين وسايل فرق قائل شده باشد. به عنوان مثال قانون سرعت مجاز براي اتومبيل و اتوبوس و ترن که هرسه وسيله نقليه هستند، متفاوت است. اما وقتي قانون تفکيک قائل نشود، همه يک حکم را دارند. در مورد جرايم نيز اين گونه است. به عنوان مثال در مورد جرمي مثل کلاهبرداري، فرد مي تواند با چرب زباني از کسي کلاهبرداري کند، يا اينکه از طريق مکاتبه اين کار را بکند يا کلاهبرداريش، اينترنتي باشد اما به هرحال حکم او يک چيز است و وسيله مهم نيست.»
اين حقوقدان ادامه مي دهد: «در مورد سايت هاي خريد و فروش اينترنتي هم مثل روزنامه ها با مقوله درج آگهي برخورد مي شود به اين معني که روزنامه مسئوليت اين را ندارد که در مورد صحت و سقم تمام آگهي هاي درج شده تحقيق کند. عملاً هم چنين امکاني وجود ندارد و اگر مثلاً شخصي آگهي فروش ماشين در روزنامه درج کرده باشد و در آن ادعا کرده باشد که ماشين سالم است و بعد خريداري که از طريق آگهي ماشين را خريده باشد، متوجه شود که ماشين تصادفي باشد، روزنامه در قبال آگهي مسئول نيست. در مورد سايت هاي اينترنتي خريد و فروش کالاهم وضعيت به همين صورت است و مردم در مواجهه با اين آگهي ها بهتر است آن را با موارد متعارف مقايسه کنند تا مشکلي متوجه شان نباشد. به هرحال اينترنت حوزه سيالي است و هنوز قوانين مشخصي براي آن وجود ندارد. مديران و گردانندگان اين سايت ها در صورتي مورد اتهام هستند که به درج آگهي فروش اجناس ممنوعه همچون مشروبات الکلي و آلات قمار اقدام کنند.»
استفاده از اينترنت و وسايل ارتباط جمعي، يک امکان است؛ امکاني که تا چندي پيش به اين شکل فراهم نبود و اگر هم بود، گستردگي حالارا نداشت. طبيعي است با گسترش فعاليت در فضاي مجازي، امکان سوء استفاده از سوي افراد سودجو هم در اين فضاها فراهم مي شود. گرچه نيروهاي انتظامي و امنيتي وظيفه حمايت از حقوق شهروندان را دارند اما در وهله اول خودمان بايد با توجه به شرايط مشابه، امکان سوءاستفاده احتمالي را به حداقل برسانيم.